|
هر جا می روم نشانی از اوست...خدایا..یعنی اشتباه میکنم؟ ما مال هم نیستیم...هم او می داند هم من...ولی ..آخر چرا؟ بعد از این همه سخت گیری در انتخاب یک دوست خیلی صمیمی....نتیجه اش چه شد؟ چند بار است با حافظ مشورت می کنم....هیچ وقت اینقدر واضح با من حرف نزده..او هم می گوید تمامش کن...نمی دانم چرا؟ هیچ وقت فکر نمی کردم تا این حد دختری را دوست داشته باشم...ولی... به قول شاسوسا...مثل اینکه عاشق ستاره ی مرده شدم... پ.ن: پست اول شاسوسا... + نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31 19:17 توسط آن شرلی |
|
| ||||||