تبليغاتX
...آن شرلی با موهای قهوه ای - یک جور بی خیالی شاید!!

...آن شرلی با موهای قهوه ای

 

جدا نشدیم....!

من خودم نبودم اما ...نمی دانم پس چه کسی بود تلفن را در دست گرفت و ...

شماره را گرفتم و انگار که اتفاقی نیفتاده باشد حرف زدم ...او هم حرف زد..انگار هر دویمان فراموش کردیم چیزی هست...اصرار کردم بیرون قدمی بزنیم...گفت حوصله اش را ندارد...خیلی غمگین با هم خداحافظی کردیم...

لباسهایم را پوشیدم و بدون اینکه به آینه نگاه کنم ازخانه بیرون زدم...خدایا این من بودم اینقدر برای دیدن "م" عجله می کردم؟...

قلبم می زد..می خواستم برگردم ولی حالا که آمده بودم...در را که باز کرد....................................

خوش گذشت اما فهمید غمگینم.......او هم بود....من و او چقدر خوب می توانیم در مورد حرف هایمان سکوت کنیم..!

نامه و کتاب و سی دی را یادگاری برای خودم برداشتم...نمی دانم شاید دوباره احتیاج پیدا کنم بهشان...

خدا کند...خداکند عوض شود..هر چند می دانم باید ساخت...باید سوخت...وحرفی نزد....

از دوریش بهتر است...نتوانستم بدون او.....

پ.ن: عشق من ستاره ای مرده است...اما نمی توانم دفنش کنم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03 19:31 توسط آن شرلی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


...آنه
تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم هایت در پس پرده های مه آلود اندوه پنهان بود؟


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

اندیشه ی نو
آن شرلی ..!
آنیتا گلزار
سحر ولد بیگی
مهران مدیری
سوسن جعفری
آرش شفاعی
املت دسته دار
مرد اساطیری
شب تاب
چکامه های نامیرا
شاسوسا
عبدالجبار کاکایی
کامران نجف زاده
ترانه علیدوستی
اینجا اینجاست
جودی ابوت
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin